پیشگفتار

 


  سرگذشت ملت یهود در پهنه پیشینه چند هزار ساله آن داستانی بس شگرف است. سخن از نخستین قومی است که یکتاپرستی را باور دینی خویش ساخت و در سرزمین کنونی اسرائیل ساکن شد و به بردگی مصر رفت و حضرت موسی او را به سوی آزادی رهنمون گشت و ده فرمان را که پایه اصول اخلاقی و معنوی بشریت است به دنیا عرضه کرد.

دین یهود اساس ادیان یکتاپرست دیگر نیز قرار گرفت، اما آنانی که از برکت آئین یهود ادیان جدیدی به وجود آوردند، یهودیان را مورد بی مهری و حتی ستیز قرار دادند و افتراهای بسیار علیه آنان عنوان کردند، که هنوز هم به شکل های مختلف ادامه دارد و یهودستیزی ریشه های قوی به همه جا دوانده است، که اکثراً نماد آن، اسرائیلی ستیزی است.

یهودیان که ملتی کوچک بودند، در درازای تاریخ چند هزار ساله خود بارها مورد تجاوز امپراتوری های بزرگ قرار گرفتند و به اسارت رفتند، ولی موجودیت قومی و فرهنگی خود را از نو باز یافتند. آخرین بار هنگامی بود که اشغالگران در صدد برآمدند باور دینی و فرهنگ یهود را به کلی ریشه کن سازند. آنان بیت المقدس یهود را به کلی ویران ساختند و یهودیان اسیر را از زادگاهشان به اروپا کشاندند و آنان را به بردگی فروختند و و حتی نام "سرزمین اسرائیل" را به "فلسطین" تغییر دادند – با این اندیشه باطل که از آن پس نامی و نشانی از یهودیان و یهودیت باقی نماند.

ولی ملت یهود، با آن که دو هزار سال در پراکندگی و غربت زیست، و با سخت ترین شرائط روبرو بود، هرگز سرزمین پدری را از یاد نبرد و فرهنگ و باور دینی خویش را ترک نگفت و همیشه برای بازگشت به آنجا دست نیایش به سوی آسمان دراز کرد.

ملت های بسیاری که سرنوشتی مشابه یهودیان داشتند، در پهنه تاریخ نابود شدند و فرهنگی از خود باقی نگذاشتند. ولی یهودیان علی رغم غربت و سرکوب، سرسختانه به باورهای دینی خویش وفادار ماندند و فرهنگ خویش را حفظ کردند و در هر نقطه جهان از نظر دانش و هنر و پای بندی به فرامین حضرت موسی و اصول اخلاقی و ارزش های معنوی یکتا و نمونه بودند.

یهودیان پس از دو هزار سال غربت و دربدری، به آرزوی ملی و دینی خود رسیدند و به سرزمین پدری بازگشتند و کشوری از نو برپا ساختند که اکنون در دانش و تکنولوژی و پزشکی و هنر و کشاورزی و اکثر رشته های دیگر در میان بهترین های جهان قرار دارد.

سرگذشت یهودیان ایران زمین نیز سرشار از شگفتی است. نخستین گروه این مردمان در 2700 سال پیش به سرزمینی رسیدند که هنوز به نام ایران شکل نگرفته و برپا نشده بود. بی تردید یهودیان از قدیمی ترین مردمانی هستند که در این خاک استقرار یافتند. پس از آن که کورش کبیر یهودیان را از اسارت امپراتوری بابِل آزاد ساخت، گروه هائی از آنان به جای بازگشت به اورشلیم، در ایران استقرار یافتند و در آبادانی این سرزمین سهیم گردیدند. شاید کمتر کسی بداند که شهر اصفهان، این "نصف جهان"، به دست یهودیان برپا گردید و در گذشته "یهودیه" نام داشته و این واقعیت را تاریخ نویسان نیز مورد تائید قرار داده اند.

کورش کبیر نه تنها یهودیان را از اسارت آزاد ساخت و به آنان اجازه بازگشت داد، بلکه داریوش بزرگ کمک های مالی لازم را برای یهودیان بازگشته از غربت تامین کرد تا بتوانند بیت المقدس یهود را از نو بنا کنند – همان نیایشگاهی که کانون امید و ملیت و باور دینی یهودیان بوده و هست. امپراتوری های اشغالگر یونان و روم این "خانه خدا" را ویران ساختند، ولی پادشاهان ایران زمین برای بازسازی بیت المقدس کمر همت بستند – و این بزرگواری آنان برای همیشه در تاریخ یهود و ذهن یهودیان ثبت شده است.

کمک پادشاهان ایران به یهودیان، یک طرفه نبود؛ بلکه یهودیان نیز به سهم خویش به امپراتوری ایران یاری رساندند. در تاریخ آمده است که یهودیان به امپراتوری ماد در برانداختن امپراتوری آشور کمک کردند و هنگامی که کورش کبیر برای نابودی امپراتوری بابِل به آن حمله برد، یهودیان نیز به لشگریان ایرانی یاری رساندند.

سرزمین اسرائیل، هنگامی که به یاری پادشاهان هخامنشی آزادی خود را بازیافت، به خط مقدم امنیتی ایران در برابر امپراتوری مصر مبدل شد و یهودیان در دوره ای از تاریخ ایران، حتی در خاک مصر ساتراپ نشین برپا ساختند تا در امنیت امپراتوری ایران سهیم باشند.

به گفته پروفسور نتصر، شاید خیزش های ملی یهودیان علیه اشغالگران یونانی و رومی بود که توان نظامی و اشتهای توسعه طلبی فرمانروایان آن دو امپراتوری زمان را کاهش داد و نتوانستند در آرزوی خود برای تسلط کامل بر ایران و نابودی فرهنگ و پیشنه آن کامیاب شوند. در دوران خیزش مکابی ها در سرزمین اسرائیل بود که امپراتوری یونان بیشترین بخش از نیروی خود را برای سرکوب قیام ملی آنان در این سرزمین متمرکز ساخت و دیگر توان کافی برای حمله نظامی به ایران را نداشت.

کورش بزرگ تنها پادشاه جهان است که در کتاب مقدس یهود از او به عنوان "منجی خداوند" نام برده شده، و این در حالی که پادشاهان آشور و بابِل و فرمانروایان یونان و روم در نوشتارهای یهودی و کتب دینی آنان مورد لعن و نفرین قرار گرفته اند.

اشغالگران بیگانه، از آشور و بابل گرفته تا یونان و روم، نه تنها بر یهودیان ستم روا داشتند و تا آن جا که توانستند آنان را کشتند و یا به اسارت بردند و یا به بردگی فروختند، بلکه تلاش بسیار نیز کردند تا باور دینی و فرهنگ ملی یهودیان را نیز نابود سازند. ولی پادشاهان دادگستر ایران که سرزمین اسرائیل را زیر بال حمایت خویش گرفتند، نه تنها به فرهنگ و باور دینی یهودیان آسیبی نرساندند، بلکه به آنان آزادی اندیشه اعطا کردند تا به آفرینش آثار دینی و فلسفی خویش بپردازند – که این، فرهنگ جهانی را نیز بارور کرد.

در واقع، بسیاری از آثار فلسفی و دینی یهود در همان دوران دویست ساله ای به رشته تحریر در آمد که سرزمین اسرائیل در تسلط ایرانیان قرار داشت و ملت یهود زیر چتر حمایت پادشاهان ایران زمین به سر می برد و ایرانیان به یهودیان آزادی اندیشه داده بودند.

به گفتۀ پروفسور نتصر، در طول این دورانِ تماس، اندیشه دینی و فرهنگی یهود از تمدن و باورهای مذهبی ایران زمین نیز تاثیرپذیر شد و از جمله برخی باورهای زرتشتیان به اندیشه های دینی یهودیان رخنه یافت که یک نمونه آن "رستاخیز مردگان" است که امروز یهودیان به آن باور دارند – گرچه در تورات نامی از آن برده نشده است. گفته می شود که برافروختن شمع های شب شنبه مقدس نیز، که یکی از آئین های باستانی یهودیان است، در آتشکده های زرتشتی ریشه دارد.

نه تنها یهودیت از باور دینی ایرانیان تاثیر پذیر شد، بلکه واژه های بسیاری از زبان فارسی وارد زبان عبری و فرهنگ یهودیان گردید که هنوز هم با گذشت دو هزار و چند صد سال مردمان اسرائیل آن را به کار می برند. پروفسور نتصر بر این باور است که در مجموعه صحیفه های تلمود صدها و شاید هزاران واژه به کار رفته که یا از زبان فارسی گرفته شده و یا ریشه ایرانی داشته است.

به گفته پژوهشگران، ظهور "ماشیح" یا منجی جهان، که از یهودیت به مسیحیت و اسلام رسید، در "سوشیانت" دین زرتشت ریشه دارد. پروفسور نتصر در این رشته گفت و گوها ارزیابی می کند که حتی اندیشه مسیحیت، در دوران تسلط امپراتوری ایران بر سرزمین اسرائیل بود که در این خاک ریشه دوانید – زیرا پادشاهان ایرانی به مردمان این سرزمین آزادی فکری اعطا کرده بودند که موجب پیدایش جریان های دینی گوناگون گردید. به گفته او، اگر این آزادی ها در دوران تسلط ایران بر سرزمین اسرائیل وجود نداشت، شاید دین مسیح نیز ظهور نمی کرد.

پروفسور نتصر می گوید که نه تنها در تورات مقدس کورش کبیر "منجی خدواند" نام گرفته، بلکه در بسیاری از کتب دینی دیگر یهودیان و به ویژه در تلمود (که بزرگترین مجموعه فکری از باورهای دینی یهودیان است)، بارها و بارها از ایرانیان به عنوان مردمانی نیکوکار و خردمند نام برده شده است. در تلمود آمده است که "اگر پروردگار ده پیمانه خرد به مردمان جهان هدیه کرده، نه پیمانه آن نصیب ایرانیان شده است".

احترام یهودیان به ایران و وفاداری آنان به آن سرزمین اهورائی در حدی است که در کتب تاریخ چنین آمده است: وقتی اسکندر مقدونی در جریان حمله به ایران به هدف ویران کردن تمدن آن، از کاهن بزرگ اورشلیم خواستار می شود که برای سربازان یونانی آذوقه تامین کند، کاهن بزرگ از آن سر باز می زند و حاضر نیست علیه ایرانیان چنین گامی بردارد.

پروفسور نتصر در تاکید بر رشته های دوستی بسیاری که دو ملت یهود و ایران را در طول تاریخ به هم پیوند می دهد، این احتمال را نیز بررسی می کند که اگر کورش کبیر به پا نمی خاست و یهودیان را از اسارت بابل آزاد نمی کرد و به آنان اجازه بازگشت به سرزمین پدری را نمی داد، شاید یهودیت نیز از بین می رفت و یهودیان در سرزمین غربت، موجودیت فرهنگی و ملی خویش را در خطر می دیدند و سرنوشت دیگری برای آنان رقم می خورد.

در این رشته گفت و گوها، از زبان زنده نام امنون نتصر می خوانیم که یهودیان آن قدر به ایران وابسته و نسبت به ایرانیان سپاسگزار بودند، که به نوشته تلمود، بر سردر دروازه اورشلیم نقش شهر باستانی شوش قرار گرفته بود "تا ما یهودیان بدانیم که از کجا آمده ایم!" او می گوید که یهودیان ایران زمین بین خاک آن خطه و سرزمین اسرائیل پیوندی ناگسستنی قائل بودند و باورمندان بر این گمان بودند که در زیر آرامگاه "سِرَح بَت آشِر" نوه حضرت یعقوب در اصفهان و همچنین در زیر گورستان باستانی یهودیان در "گیلیارد" در نزدیکی دماوند، دالان های زیرزمینی وجود دارد که یک سره به اورشلیم می رسد.

در تاریخ آمده است که نادرشاه افشار برای نگاهداری خزائن بزرگ غنائمی که با خود از هند آورده و در کلات نادری انباشته بود، از یهودیان یاری می طلبد و آنان را افرادی قابل اطمینان می داند و دستور می دهد که گروه هائی از یهودیان برای نگبهانی از این گنجینه ها به کلات انتقال یابند – که به علت مرگ نابهنگام نادر هیچگاه به کلات نرسیده و در مشهد متوقف شدند.

در نوشتارهای یهودی آمده است که "راو یوسی" از علمای دینی بزرگ یهودیان که در دهه چهارم میلادی می زیسته، به مریدان خویش می گوید که یهودیان باید از این پس به جای زبان "آرامی" به زبان فارسی سخن بگویند، که این نشان احترام او به فرهنگ ایران زمین بوده است.

از زبان پروفسور نتصر در این کتاب می خوانیم که حتی در آخرین بخش از دوران ساسانیان در ایران، که اقلیت های دینی زیر فشار موبدان زرتشتی قرار داشته اند، شوشندخت یهودی به همسری یزدگرد پادشاه ایران و مقام شهبانوئی آن سرزمین می رسد. همچنین می خوانیم که در دوران شاپور اول، رهبر روحانی اعظم یهودیان به دربار شاهنشاهی ایران رفت و آمد آزاد داشته است.

در ایران باستان شمار یهودیان آن سرزمین بسیار چشمگیر بوده و ارزیابی شده که در پایان دوران سلسله ساسانیان و پیش از آن که اعراب خاک ایران را به اشغال درآورند، بیست درصد از جمعیت ایران را یهودیان تشکیل می داده اند که پس از زرتشتیان بزرگترین گروه دینی ایران زمین محسوب می شده اند.

ایران همچنین خاستگاه یک جنبش دینی یهودی به نام "قرائی" بود که پیروان آن، در شمار اندک، هنوز هم در اسرائیل و برخی نقاط دیگر زندگی می کنند.

در دوران حکومت ایلخانیان، که از تبار مغول بودند، دو شخصیت یهودی به مقام صدارت ایران رسیدند و به کشورداری پرداختند. یکی از این دو با نام فضل الله رشید الدین همدانی که پزشک نیز بود، مقام علمی والائی داشت و به بالا بردن سطح فرهنگ و پژوهش علمی در ایران نیز خدمات شایسته ای کرد.

به گفته پروفسور نتصر، یهودیان همچنین یک پل ارتباطی برای رسیدن فرهنگ ایران زمین به اروپا بودند، زیرا هنگامی که تورات به فارسی و عربی برگردانیده شد، برخی اروپائیان به آموختن زبان فارسی پرداختند تا بتوانند ترجمه های دیگر تورات را با برگردان فارسی آن مورد مقایسه قرار دهند.

در قرن بیستم نیز یهودیان با برپاسازی مدارس "آلیانس" در ایران بنیان گذار یک خدمت فرهنگی بزرگ گردیدند که نه تنها یهودیان در آن مدارس آموزش می دیدند، بلکه محصلین دیگرِ ایرانی نیز در آن جا دانش می آموختند و برخی از آنان بعدها به مقام های شایسته دولتی و اداری کشور رسیدند.

در طول تاریخ، یهودیان بارها از مهر و یاری ایرانیان برخوردار گردیدند. تنها کورش کبیر نبود که ملت یهود را از اسارت نجات داد، و تنها داریوش بزرگ نبود که بازسازی بیت المقدس یهود را امکان پذیر ساخت، بلکه در قرن بیستم نیز بشردوستان ایرانی آوارگان یهودی عراق و افغانستان و همچنین شماری از یهودیان لهستانی را که از خطر مرگ در حکومت آلمان نازی در جنگ جهانی دوم گریخته بودند در وطن خویش پذیرا شدند و کودکان یتیم یهودی اهل لهستان را در ایران میزبانی کردند تا همه آن ها بتوانند به سرزمین پدری خود، اسرائیل، مهاجرت کنند.

یهودیان هرگز این نیکوئی های ایرانیان را از یاد نخواهند برد و این انسان دوستی در تاریخ بشری جاودان خواهد ماند.

*      *      *

نخستین آشنائی من با زنده نام پروفسور امنون نتصر در 53 سال پیش در رادیو اسرائیل بود و او را جوانی تیزهوش و پرانرژی و گشاده رو و خردمند یافتم. چهره ای مردانه و چشمانی نافذ و زلفی از پیشانی آویخته داشت و بسیار دوست داشتنی بود. در آن هنگام علاوه بر کار رادیوئی در آستانه تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات خاورمیانه و روابط بین الملل در دانشگاه عبری اورشلیم بود.

دو سال پیش از آن که من به اسرائیل بیایم، یعنی در سال 1958 برنامه فارسی رادیو اسرائیل که تا آن هنگام فقط در داخل کشور شنیده می شد، روی موج کوتاه قرار گرفت تا صدای آن در ایران نیز شنیده شود و پیام دوستی ملت اسرائیل را به ملت فرهیخته ایران برساند و مدیریت آن به امنون نتصر سپرده شد که مدتی بعد زنده نام منوچهر امیدوار نیز از ایران به اسرائیل آمد و دست یاری داد و زمان پخش برنامه از 15 دقیقه به 30 دقیقه افزایش یافت.

افتخار همکاری من با امنون نتصر در رادیو اسرائیل بیش از سه سال ادامه نیافت، زیرا او برای ادامه تحصیل به ایالات متحده رفت. پیش از آن برایم تعریف می کرد که قصد دارد رشته ای را برای ادامه تحصیلات خود برگزیند که دست نخورده و تازه باشد و بتوان در آن زمینه تحقیقات ارزنده ای به عمل آورد. او به درستی، تاریخ و ادبیات یهودیان ایران را زمینه پژوهش های علمی و دانشگاهی خود قرار داد که بی تردید بهترین گزینه بود – زیرا بعدها به من گفت که دریافته بود پژوهش درباره پیشنیه تاریخی و فرهنگی یهودیان ایران بسیار نادر بوده و لازم است برای رفع این کمبود کمر همت بست. او می گفت: آن چه که استادان بزرگ تاریخ تا کنون درباره سرگذشت یهودیان ایران نگاشته اند بسیار کم است و اکثرا جنبه تکرار مکررات داشته که یکی از علل بزرگ آن کمبود منابع و اسناد تاریخی می باشد.

با گذشت ده ها سال از آن زمان، و با نگاهی به انبوه کتب و مقاله هائی که زنده نام نتصر در این زمینه نوشت، می بینیم که خدمات فرهنگی او در راه شناساندن جامعه یهودیان ایران و فرهنگ ایران زمین تا چه حد مهم، با ارزش و گرانبها بوده است.

او پس از آن که دکترای خود را در سال 1969 در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان برد، بارها به ایران سفر کرد تا در شهرها و روستاها و حتی ده کوره ها به گردآوری اسناد و ضبط صداها و گفته های مردمان بپردازد – و او نخستین پژوهشگری بود که به این تلاش دست زد و آن چه به جای گذاشت ارزشی بسیار والا دارد و یادگاری جاودان است.

امنون نتصر نخستین کتاب خود را ، که گزیده ای از اشعار و نوشتارهای شاعران یهودی ایرانی بود، در سال 1973 در تهران انتشار داد که کاری بس تازه بود و در جامعه علمی ایران با استقبال بسیار روبرو شد و پژوهشگران ایرانی دریافتند که یهودیان تا چه حد به فرهنگ ایران زمین پای بند بوده و کوشیده اند به نوبه خود گامی در راه اعتلای آن بردارند.

تدوین کتاب "فرائض یهود" نوشته اندیشمند یهودی ایرانی به نام یهودا بن العازار و انتشار آن به زبان عبری، گنجینه دیگری از خدمات فرهنگی پروفسور نتصر است که آن را با توضیحات و مقدمه طولانی منتشر کرد و برای نخستین بار به پژوهشگران فلسفه و تاریخ نشان داد که در ایران زمین نیز اندیشمندانی بوده اند که به نگارش فلسفی پرداختند و اثر پرارزشی به جای گذاشتند.

پروفسور نتصر در این رشته گفت و گوها می پرسد آیا یهودا بن العازار تنها اندیشمند یهودی ایرانی بود که فلسفه خود را به رشته تحریر کشید و یا آن که وی تنها متفکری می باشد که کتابش به دست ما رسیده و نوشتارهای دیگر فلاسفه یهودی ایرانی به غارت زمانه رفته و به یادگار نمانده است؟

نام پروفسور نتصر، به عنوان پژوهشگری که کوشید یک پل نیرومند فرهنگی بین دو ملت یهود و ایران برپا سازد، برای همیشه در تاریخ به یادگار خواهد ماند.

*      *      *

رشته گفت و گوهائی که اکنون در این کتاب در اختیار علاقمندان قرار می گیرد، مجموعه برنامه هائی است که به صورت گفتگوهای هفتگی، سال ها پیش از رادیو اسرائیل پخش شد و مورد استقبال بسیار قرار گرفت. این سخنان شامل سه رشته گفت و گوهائی است که هر یک مکمل دیگری است و در واقعه یک چرخه واحد را تشکیل می دهد.

در بخش نخست کتاب، پروفسور نتصر از تاریخ چند هزار ساله ملت یهود سخن می گوید و چگونگی پیدایش این قوم و سرگذشت آن و آوارگی دو هزارساله را تا هنگام بازگشت به سرزمین پدری و برپائی دوباره کشور اسرائیل بیان می کند.

در بخش دوم گفت و گوها، او به پیشنه باستانی یهودیان در ایران می پردازد و از رابطه فرهنگی بین ایران و یهود سخن می گوید و شاعران و اندیشمندان و بزرگان یهودی را معرفی کرده و سرگذشت یهودیان در ایران زمین را بیان می کند و بر واقعیاتی انگشت می گذارد که شنونده و خواننده را به شگفت وا می دارد، زیرا کمتر کسی با این حقایق تاریخی یهودیان ایران آشنائی داشته است.

در بخش سوم کتاب، با اماکن مقدس یهودی در ایران آشنا می شویم که آن نیز شگرف است و در می یابیم که در خارج از سرزمین اسرائیل، بیشترین اماکن مقدس یهود در خاک ایران قرار دارد؛ که این خود نشان وجود رشته های دیرین فرهنگی و تاریخی است که ملت اسرائیل را به سرزمین ایران پیوند می دهد.

*      *      *

برای تدوین و چاپ کتابی که هم اکنون در دست دارید، سپاس های بسیار باید از همه آنانی کرد که پشتیبان انتشار آن بوده و هزینه های آن را تامین کرده اند. سپاس نخست باید نثار سرورانی شود که به عنوان روسای "بنیاد امنون نتصر" در صدد انتشار این مجموعه برآمدند تا نه تنها نام نتصر را زنده نگاه دارند، بلکه یک کار پژوهشی بسیار مهم درباره سرگذشت ملت یهود و تاریخ یهودیان ایران زمین و اماکن مقدس آنان را به همگان، در هر سطح دانشی که باشند، ارائه کنند.

جناب هاراو (حاخام) داوید شوفط رهبر روحانی یهودیان ایرانی و دوست دیرین زنده نام امنون نتصر، آقای منصور سینای که در مقام پرزیدنت "سازمان فرهنگی یهودیان ایران در کالیفرنیا" مصدر خدمات بسیار بوده و هست، خانم کاترین معراج بانوی والائی که همیشه با دست گشاده به حمایت از خدمات اجتماعی و فرهنگی پرداخته، آقای ژاک ماهفر که از دیرباز توان خود را متواضعانه در راستای خدمت به جامعه و اعتلای فرهنگ آن قرار داده، پروفسور جمشید مداحی از پزشکان متخصص در حوزه اتم درمانی بیماری های قلب در دانشگاه یو سی ال ای که فرهنگ و پزشکی را در هم آمیخته و خانم دکتر ناهید پیرنظر (اوبرمن) پژوهشگر استادی که تاریخ و ادبیات یهودیان ایران را در دانشگاه یو سی ال ای تدریس می کند ، همگان یاری دهندگان اجرای این اندیشه نیک بوده اند و در انتشار کتاب سهیم می باشند – که از همه آنان صمیمانه سپاسگزاری می کنم.

پروفسور نتصر در همان حال که یک شخصیت علمی والا بود، به زبان همگان نیز سخن می گفت و می توانست موضوع های دشوار تاریخی و فلسفی را به شیوه ای ساده و قابل درک بیان کند که مورد استفاده همگان قرار گیرد و کتابی که در دست دارید نشان صادق این توانائی یک دانشمند بزرگ است. او یک پروفسور موشکاف و جدی، و در عین حال یک سخنران عامی و مردم پسند بود که امید داریم در کنار پژوهش های علمی اش، مقاله ها و دیگر نوشتارهای اجتماعی او نیز به صورت مجموعه انتشار یابد و در اختیار همگان قرار گیرد.

اورشلیم – ژوئن 2014

 

 


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:





خانه نخست

فهرست مطالب

پیشگفتار

کتاب دیجیتال

کتاب نوشتاری

کتاب شنیداری

تماس با ما