بخش نخست

بخش دوم:
 پیوند یهودیان با فرهنگ ایران زمین

 

گفت و گوی ششم:  نمونه‌هایی از تأثیرات متقابل فرهنگی و زبانی میان دو ملت یهود و ایران

اسکندر با حمله به ایران میخواست فرهنگ یونان را بر فرهنگ ایران چیره کند

 

 

پرسش – شما در گفت و گوی پیشین در رابطه با تاثیرهای متقابل فرهنگی بین یهود و ایران، از واژه هائی سخن گفتید که از فارسی وارد زبان عبری شده و لغاتی که از عبری به زبان فارسی رسیده است. بسیار مایلیم که در این باره توضیحات بیشتری بشنویم.

پاسخ – از آن جا که این یک مبحث فیلولوژی است، یعنی شناسائی ریشه های واژه ها، و برای آن باید با متون مختلف دست و پنجه نرم کرد، امری اسان نیست و دشواری های خود را دارد.

پرسش – البته ما نمی خواهیم وارد مباحث دشوار علمی و فیلولوژی بشویم، بلکه مایلیم درباره رشته های متقابل فرهنگی بین یهود و ایران مطالب بیشتری بدانیم.

پاسخ – آن چه که از نظر تاریخ یهودیان ایران برای ما اهمیت دارد، این پرسش است که آیا ما یهودیان ایرانی از نظر فرهنگی در تمدن و فرهنگ ایران زمین "اسیمیله" شده ایم، یعنی تحلیل رفته ایم و با آن یک رنگ شدیم؟ این پرسشی است که شماری از پژوهشگران و از جمله شخص بنده روی آن کار می کنند و می خواهند دریابند که مراحل نخستین این جذب فرهنگ ایرانی توسط یهودیان آن سرزمین از چه هنگامی آغاز شده است.

نخستین نشانه هائی که به دست ما رسیده و می توان گفت که نوعی سرنخ است نوشتار فردی به نام "راو یوسی" است که گویا در سال 330 میلادی می زیسته و نام او در کتاب تلمود نیز آمده است و او توصیه می کند که یهودیان از این پس دیگر به زبان آرامی سخن نگویند، بلکه زبان تکلم آنان از این پس باید زبان ایرانی یا فارسی باشد.

ما از خود می پرسیم که چگونه است یک حاخام بزرگ (راو) یهودی، ملائی که در زمان خود نفوذ و احترام بسیار داشته، به یهودیان توصیه می کند که از این پس به زبان آرامی سخن نگویند، بلکه به فارسی تکلم کنند. به نظر من، این مطلب نشان آن است که در آن دوران، یعنی در دوران تلمود احترام و اهمیت زیادی برای ایران، فرهنگ آن و ملت نیک رفتار آن سرزمین وجود داشته است –  این احترام و قدر، در مجموعه دینی یهود که کتاب تلمود نامیده می شود بازتاب گسترده یافته است.

توجه داشته باشید که نگارش تلمود از حدود 1800 سال پیش آغاز گردید. نگارش "میشنا" که یکی از دو کتابی است که مجموعه تلمود را تشکیل می دهند، حدود سال 200 میلادی توسط "ربی یهودا هناسی" (רבי יהודה הנשיא Rabbi Yehuda Hannassi) آغاز گردید و توضیحاتی که در این کتاب آمده بیشتر به زبان آرامی نگاشته شده که در آن درباره فیروز پنجم نیز توضیحاتی درج شده و تقریبا 500 سال پس از میلاد مسیح نگارش آن به انجام رسیده است. به طور میانگین ما درباره سال 300 یا 330 میلادی سخن می گوئیم.

این نوشتار نشان می دهد که یهودیان یک اقلیت قومی نسبتاً بزرگی در امپراتوری ایران آن زمان بوده اند که به تدریج در فرهنگ ایران زمین تحلیل رفتند و به زبان فارسی برای تکلم روی آوردند.

شوربختانه در مورد همه دوره هائی که به پیش از ورود اسلام به ایران مربوط می شود، نوشتارها و یا اسنادی که توسط یهودیان نگاشته شده باشد، برای ما باقی نمانده است که بتوانیم درباره آن به تحقیق بپردازیم و یا رساله ای در مورد آن بنویسیم.

شماری از مزامیر داود به زبان پهلوی ترجمه شده است، که آن هم ما نمی دانیم که آیا توسط یهودیان صورت گرفته و یا مسیحیان آن را انجام داده اند. ولی در هر حال این کار نشان می دهد که بخش کوچکی از کتاب مقدس یهود، به فارسی آن زمان نیز درآمده است.

این ترجمه تاریخ ندارد، ولی مسلم آن است که پیش از حمله عرب به ایران انجام شده، زیرا به خط پهلوی نگاشته شده است. یادآوری می کنم که این ترجمه، تنها ابیاتی چند از مزامیر داود را در بر می گیرد و حتی همه کتاب مزامیر نیست  و به احتمال زیاد در دوران اشکانیان انجام گردیده و به زبان فارسی میانه درآمده است. یک دانشمند سوئدی به نام لیبرگه کتابی درباره این ابیات ترجمه شده نوشته است و متن ترجمه را می توان به همان خط پهلوی در آن کتاب یافت.

پرسش – در این فرصت می خواهیم از زبان های فارسی سخن بگوئید؛ فارسی میانه به چه دورانی تعلق دارد؟

پاسخ – تغییر زبان یک روند تدریجی است، بنابراین تاریخی هم که ما می خواهیم در مورد فارسی میانه ذکر کنیم، امری تقریبی است. فرس قدیم و یا زبان باستانی ایران، به دوره هخامنشی ها مربوط می شود. زبان میانه در دوران اشکانیان و ساسانیان رواج داشته است.

پرسش – به طور تقریبی چه مقدار از متونی که به زبان فارسی میانه نگاشته شده، هم اکنون در دسترس پژوهشگران قرار دارد؟

پاسخ – در یک کلام بگویم: بیشتر از هر دوره دیگر پیش از تسلط اسلام بر ایران. این موضوع جالبی است که می توان در چند برنامه درباره آن سخن گفت. درست است که بیشترین متون به زبان فارسی میانه در دوران ساسانیان نگاشته شده، ولی از بین رفته ، منتها در دوره اسلامی باز نویسی شده است؛ که ما از قرن ششم و هفتم و هشتم میلادی سخن می گوئیم که همه آن ها پس از اشغال ایران توسط اعراب است.

علت امر چیست؟ علت آن است که وقتی اعراب به ایران حمله کردند، برخلاف بسیاری از تهاجماتی که در طول تاریخ به سرزمین های مختلف شده، این تهاجم دارای مشخصات ویژه خود بود. این تهاجم به هدف تصرف خاک ایران و تسلط بر این سرزمین نبود، بلکه تهاجمی بود به این هدف که در ایران حالت متامورفوز (metamorphosis – دگردیسی، استحاله) به وجود آورد – یعنی، بسیاری از جنبه های زندگی مردم ایران را دگرگون کرد.

مثلاً عرب ها آمدند و خدای ایران را تغییر دادند. از آن پس دیگر جائی برای اهورامزدا وجود نداشت و الله جایگزین آن شد. اهریمن نیز جایگاه خود را از دست داد و شیطان جایگزین آن شد. آتشکده ها را ویران کردند و به جای آن ها مساجد را گشودند. کتاب اوستا به کناری گذاشته شد و به جای آن قرآن مجید آمد. در این دوران بسیاری از شیوه های اندیشه و طرز زندگی ایرانیان به صورت تدریجی دگرگون شد. در یک کلام، اعراب بیابانگرد نیامدند فقط اصفهان و سیستان را به اشغال خود در آورند، بلکه آمدند تا افکار و اندیشه و مغز ایرانیان را به تسلط خود درآورند.

آن ها یک ایران دیگر به وجود آوردند – در حدی که می توان گفت گویا فردی آمده است و ایران پیش از اسلام و ایران پس از ورود اسلام را با قیچی بریده و آن دو بخش را از یکدیگر جدا کرده است. دو دوران کاملاً متفاوت نسبت به یکدیگر به وجود آمده است.

ولی این تعریف ممکن است تا اندازه ای هم درست نباشد. مثلاً: عرب ها نقاط بسیاری را از سرزمین های مشرق زمین و شمال آفریفا به تصرف درآوردند که بر بسیاری از آن ها حتی زبان عربی را تحمیل کردند – ولی تلاش آن ها در این مورد در ایران به ناکامی انجامید و زبان پارسی پایدار ماند و همچنان تا به امروز هم پایدار است.

در مورد فرهنگ ایران زمین می توان گفت که هنوز رنگ و بوی دوران زرتشت به مقدار زیاد در آن باقی مانده، ولی تا حدودی هم رنگ فرهنگ اسلامی به خود گرفته است.

پرسش – اگر به روابط تاریخی دو ملت یهود و ایران باز گردیم، تقاضا می کنیم در باره دوران ساسانیان و اشکانیان در این راستا برای ما سخن بگوئید.

پاسخ – در مورد اشکانیان لازم است با این توضیح شروع کنیم که با پایان گرفتن دوران حکومت خاندان هخامنشی که ایرانی بودند، قوم بیگانه ای به این سرزمین آمد و حکومت برآن را به دست گرفت.

حکومت داریوش سوم منهدم شد و ایران به تسلط یونانیان در آمد. اسکندر مقدونی بر ایران زمین مسلط شد. همان اسکندری که زرتشیان او را گَجَستَک می خوانند، که معنی آن "اسکندر ملعون" است، ولی بعداً در دوره اسلامی او را حتی به مقام پیامبری می رسانند و همه جا به نیکی از او نام می برند. در دیدگاه زرتشیان، اسکندر همان مقام نفرین شده ای را دارد که هامان در تومار استر برای یهودیان دارد.

به هر حال، قوم بیگانه ای وارد ایران زمین شد و حکومت را به دست گرفت. خود دوران تسلط اسکندر نیز حاوی تلاشی بود برای هلنیزه کردن سرزمین های به اشغال درآمده و از جمله ایران. یعنی، یونانی ها قصد داشتند فرهنگ و تمدن بومی را از بین ببرند و فرهنگ "هلنی" یعنی فرهنگ یونان را جایگزین آن سازند.

آن ها می خواستند فرهنگ یونانی (هلنیستی) را بر ایران و عراق و مصر و دیگر نقاط امروز خاورمیانه نیز مسلط سازند. آن ها در سرزمین های تحت تسلط خود در ایران نیز به شهر سازی پرداختند، از جمله شهر سلوکیه را برپا کردند و برخی ازدواج های تحمیلی یا مصلحتی را انجام دادند که در آن ایرانیان را ناچار می ساختند با یونانی ها ازدواج کنند.

قصدشان آن نبود که ایران زمین را به یک مستعمره یونانی مبدل سازند، بلکه هدف آن بود که سرزمین ایران نیز به عنوان دنبالۀ امپراتوری یونان، دارای همان فرهنگ و تمدن آتن و دیگر شهرهای یونان باشد. پارت ها که یک قبیله کاملا ایرانی بودند، از سوی هیرکانیا که همان گرگان امروز است، به پا خاستند و به تلاش دست زدند تا ایران را از چنگ سلوکی ها یا یونانی ها بیرون آورند.

اشک اول در این زمینه موفقیت چندانی نداشت ولی به مرور زمان و تا دوره مهرداد اول که تقریبا 250 سال پیش از میلاد مسیح حکومت می کرد، سراسر خاک ایران به تسلط اشکانیان در آمد. این تسلط را باید به فال نیک گرفت، زیرا اشکانیان نسبت به مردمانی که بر آن ها حکومت داشتند، رفتارشان دارای جنبه های آشتی جویانه و تسامح و تساهل بود.

این مدارا بیشتر به مفهوم آن بود که اشکانیان مردمان هر دین و قبیله و گروه قومی را آزاد می گذاشتند که به آئین خویش بپردازند. این آزادی حتی شامل امور سیاسی نیز می شد. بی جهت نیست که اعراب شیوه حکومتی آن دوران را ملوک الطوایفی می خوانند، زیرا از طایفه های مختلف تشکیل شده بودند که در راس آن ها یک شاه قرار داشت و فرمانروای همه آنان شاه شاهان و یا شاهنشاه نامیده می شد. آن ها آمدند با یونیان بجنگند.

در نقطه دیگری از این منطقه سرزمین اسرائیل قرار دارد که در آن جا هم یونانیان حاکم هستند و بر قدرت تسلط دارند و در آن جا هم یونانی ها به صورتی خیلی خشن نسبت به ملت یهود رفتار می کنند. ستم و خشونت یونانیان علیه یهودیان در حدی بود که همان معبد مقدس یهود که به دستور کورش بزرگ و با سخاوتمندی داریوش بزرگ در اورشلیم از نو ساخته شده بود، این خانۀ خدا، این مکان مقدس، این جائی که در آن نیایش می کنند، محلی که در آن آئین های متعدد و گوناگون مذهبی برگزار می شد، یونانیان آن را عامدانه به یک زباله دانی مبدل ساختند. آن ها به انواع حرکات ناشایست علیه این مکان مقدس یهود دست می زدند که مایل نیستم وارد جزئیات آن شوم. ولی چنین رفتاری خشم ملت یهود را سخت برانگیخت.

در چنین دورانی بود که در آن سوی خاورمیانه ایرانی ها قرار داشتند که علیه اشغالگران یونانی پیکار می کردند و در این سو یهودیان بودند که علیه یونانیان در حالت غلیان قرار داشتند و خشم شدیدی علیه آن ها در وجودشان متراکم شده بود.

شگفت انگیز نیست که در چنین وضعی، بین یهودیان و ایرانیان دوره اشکانی نوعی همکاری به وجود می آید که بسیار جالب است. در وهله اول این همبستگی جنبه نظامی دارد. هر دو ملت به یکدیگر نیازمند هستند. پادشاهان اشکانی بودند که در دوران به پاخیزی یهودیان به رهبری خاندان حشمونائی علیه حکومت اشغالگر یونان در سرزمین خویش، دست یاری به سوی یهودیان دراز کردند تا بتوانند استقلال سرزمین پدری خویش را دوباره به دست آورند.

می خواهم تاکید کنم که اگر این یاری رسانی اشکانیان به یهودیان نبود، خاندان حشمونائی قطعا نمی توانستند به مدت هشتاد سال استقلال یهودیان را حفظ کنند. بدون کمک اشکانیان چنین امری امکان پذیر نمی شد. این استقلال گرچه کوتاه مدت بود، ولی در سایه همکاری اشکانیان با یهودیان امکان پذیر گردید.

ولی جنبه متقابل این همکاری و همیاری را نیز باید در نظر گرفت و گفت: همان دردسری که یهودیان در سرزمین خود علیه حکومت اشغالگر یونان ایجاد کردند و برای بیرون راندن آنان به پا خاستند، موجب شد که یونانیان توان کمتری داشته باشند با شاهان اشکانی در ایران رویاروئی کنند و متصرفات خود را گسترش بخشند. بنابراین، یهودیان نیز از خاک خود، عملا به اشکانیان در ایران کمک کردند. این همکاری و همیاری تاریخی بین یهود و ایران موجب افتخار است.


این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:





خانه نخست

فهرست مطالب

پیشگفتار

کتاب دیجیتال

کتاب نوشتاری

کتاب شنیداری

تماس با ما